رابطه بين برنامه ريزي درسي و تكنولوژي آموزشي
يكي از مسائلي كه ممكن است ذهن برخي از دوستان به ويژه تكنولوژيست هاي آموزشي را درگير كرده باشد رابطه بين برنامه ريزي درسي و تكنولوژي آموزشي است. در ادامه سعي كرده ام در اين خصوص به طور بسيار ملموس و ساده توضيحاتي ارائه كنم. اميدوارم مفيد باشد.
اساسا بهتر است ابتدا اين مساله را بيان كنيم كه برنامه ريزي درسي و تكنولوژي آموزشي با يكديگر ارتباط نزديك دارند. براي مشخص شدن اين ارتباط از يك تمثيل بهره مي گيريم. اگر آموزش را به يك ساختمان تشبيه كنيم فلسفه تعليم و تربيت نقش پي و بنيان آن را دارد. برنامه ريزي آموزشي با كميت هايي مثل تعداد طبقات، فونداسيون، تعداد واحدها و به طور كلي شاكله كمي ساختمان آموزش سر و كار دارد. برنامه ريزي درسي به مثابه مشخص كردن و طراحي فضاي داخلي هر يك از واحدها است از اين حيث كه مشخص مي شود هر اتاق داراي چه بخش هايي است و مكانهايي مثل آشپزخانه و پذيرايي و نظاير آن مشخص مي شود. همچنين برنامه ريزي درسي محدوده هر واحد يا آپارتمان را مشخص مي كند. تا اينجا يك منزل يا واحد آپارتماني قابل تشخيص است و مي توان در آن سكونت كرد با اين حال به اتفاق بر اين باوريم كه سكونت در آن دلپذير نيست چرا كه به فعاليتهاي كيفي تري مانند طراحي دكوراسيون، طراحي نور، تزيينات گل و گياه، تنظيم دماي اتاق، قرار دادن تجهيزات الكترونيكي، فرش كردن، و ... نياز دارد. در اين شرايط است كه مكاني قابل سكونت به مكاني لايق سكونت و دلپذير براي سكونت تبديل مي شود كه در آن افراد احساس لذت و رضايت بيشتري مي كنند و زندگي آنها كيفيت بالاتري مي يابد. بديهي است در چنين مكاني افراد راندمان بهتري دارند و انگيزه بيشتري براي ادامه زندگي و به همين خاطر سرزنده تر هستند.
از حيث تفاوت مي توان چندين نوع تفاوت را براي تكنولوژي آموزشي و برنامه ريزي درسي برشمرد.
اول اين كه برنامه ريزي درسي معمولا ديد كلان تري نسبت به تكنولوژي آموزشي دارد حال آن كه تكنولوژي آموزشي خردنگر تر است.
دوم آن كه برخي از مباحث از جمله سازماندهي عمودي و افقي در تكنولوژي آموزشي همانند برنامه ريزي درسي مطرح نيست.
سوم اين كه تكنولوژي آموزشي فرض را بر اين مي گذارد كه تكنولوژي آموزشي موثر است و كفايت مي كند حال آن كه برخي از ديدگاه هاي برنامه ريزي درسي مثل ديدگاه انسانگرايانه در برنامه ريزي درسي تكنولوژي آموزشي را كافي نمي دانند و بر اهدافي تمركز دارند كه تكنولوژي آموزشي در آن خيلي جايي ندارد مثل خودآگاهي.
نكته بعد اين كه به لحاظ كاركردي تا كنون رشته برنامه ريزي درسي عمدتا در محدوده مدارس نظريه پردازي كرده است حال آن كه گستره فعاليت تكنولوژي آموزشي به طور عمده خارج از اين حوزه و در حوزه هايي مثل آموزش نظاميان، آموزش در صنعت، و ديگر زمينه ها بوده و چندان محدود به آموزش و پرورش مدرسه اي نبوده است.
برخي از جهت گيري ها در برنامه ريزي درسي آن را به مسائل كلان تر اجتماعي مثل سياسي نزديك كرده است به گونه اي كه برخي صاحب نظران برنامه درسي مثل پاينار هنگام سخنراني خود همانند رجال سياسي سخن مي گويند اين در حالي است كه تكنولوژي آموزشي به چنين وادي هايي وارد نشده است.
تكنولوژي آموزشي بر رسانه ها و فعاليت هايي مثل طراحي و توليد رسانه بيشتر پرداخته است و در جزييات رسانه ها مثل طراحي گرافيكي، طراحي خرد مثل نظريه مريل و اجزاي آموزش، طراحي نرم افزارهاي تعاملي، و نظاير آن بيشتر پرداخته است در حالي كه برنامه درسي در اين موارد چندان خود را متولي نمي پندارد.
البته اين را بگويم كه در كشور ما ممكن است برخي از برنامه ريزان درسي يا كساني كه در اين خصوص تحصيل كرده اند بسياري از فعاليتها را به خود نسبت دهند يا پاي در قلمروهاي ديگران نيز بگذارند.
اهل كاشانم، روزگارم بد نيست، خرده علمي دارم، سر سوزن ذوقي. دانشجوياني دارم همه باهوش و زرنگ، اهل كاشانم من، ليك شهر من كاشان نيست، شهر من وسعت ايران دارد، شهر من جايي هست بين استان خراسان و شهر اهواز. رشته ام تكنولوژي است، خاصه در حوزه آموزشي و تدريس است.